پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

revealed

برملا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برملا
  • آشکار
  • فاش

معنی و کاربرد

  1. برملا

    adjective — صفت
    English meaning

    Made known or visible; no longer secret.

    برای رازی که آشکار شده است

    • The truth was finally revealed.

      سرانجام حقیقت برملا شد.

    • His secret was revealed to everyone.

      راز او برای همه فاش شد.

    • The revealed documents caused an uproar.

      اسناد برملا شده جنجال آفرید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • exposed
  • disclosed
  • uncovered

متضادها (انگلیسی)

  • concealed
  • hidden

ترکیب‌های رایج

  • revealed truth
  • revealed documents

واژه‌های مرتبط

  • reveal