انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
revealed
برملا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برملا
- آشکار
- فاش
معنی و کاربرد
برملا
adjective — صفتEnglish meaningMade known or visible; no longer secret.
برای رازی که آشکار شده است
The truth was finally revealed.
سرانجام حقیقت برملا شد.
His secret was revealed to everyone.
راز او برای همه فاش شد.
The revealed documents caused an uproar.
اسناد برملا شده جنجال آفرید.
هممعنیها (انگلیسی)
- exposed
- disclosed
- uncovered
متضادها (انگلیسی)
- concealed
- hidden
ترکیبهای رایج
- revealed truth
- revealed documents
واژههای مرتبط
- reveal