انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rhythm
ریتم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ریتم
- آهنگ
- ضرب
معنی و کاربرد
ریتم
noun — اسمEnglish meaningA strong, regular repeated pattern of movement or sound.
ضرب و آهنگ موسیقی
The music had a fast rhythm.
موسیقی ریتمی تند داشت.
He clapped to the rhythm.
او با ریتم دست زد.
هممعنیها (انگلیسی)
- rhythm
- beat
- tempo
ترکیبهای رایج
- fast rhythm