پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

rhythm

ریتم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ریتم
  • آهنگ
  • ضرب

معنی و کاربرد

  1. ریتم

    noun — اسم
    English meaning

    A strong, regular repeated pattern of movement or sound.

    ضرب و آهنگ موسیقی

    • The music had a fast rhythm.

      موسیقی ریتمی تند داشت.

    • He clapped to the rhythm.

      او با ریتم دست زد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rhythm
  • beat
  • tempo

ترکیب‌های رایج

  • fast rhythm

واژه‌های مرتبط