انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
ridiculed
مسخر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسخر
- مسخره
- استهزا شده
معنی و کاربرد
مسخر
adjective — صفتEnglish meaningMade the object of mockery or contempt; mocked.
کسی که به او خندیده و مسخره شده است
He felt ridiculed in front of everyone.
او احساس کرد در برابر همه مسخر شده است.
The plan was ridiculed by experts.
این طرح از سوی کارشناسان مسخره شد.
She refused to be ridiculed for her accent.
او نپذیرفت که به خاطر لهجهاش مسخره شود.
هممعنیها (انگلیسی)
- mocked
- derided
- scorned
متضادها (انگلیسی)
- praised
- respected
ترکیبهای رایج
- be ridiculed
- ridiculed by