پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

riding

سواری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سواری
  • اسب‌سواری
  • سوارکاری

معنی و کاربرد

  1. سواری

    noun — اسم
    English meaning

    The activity or sport of riding horses or other animals.

    ورزش

    • She takes riding lessons every week.

      او هر هفته درس سواری می‌گیرد.

    • Riding requires balance and confidence.

      سوارکاری نیازمند تعادل و اعتماد است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • horsemanship
  • equestrianism

ترکیب‌های رایج

  • horse riding
  • riding boots

واژه‌های مرتبط

  • ride