انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
righteous
صالح به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- صالح
- نیکوکار
- درستکار
معنی و کاربرد
صالح
adjective — صفتEnglish meaningMorally right or justifiable; virtuous.
نیکوکاری و درستکاری
He is a righteous man.
او مردی صالح است.
She led a righteous life.
او زندگی درستکاری داشت.
The righteous will be rewarded.
نیکوکاران پاداش خواهند گرفت.
صالح (شایسته)
adjective — صفتEnglish meaningCompetent or suitable for a purpose.
شایستگی
He is a competent manager.
او مدیر صالحی است.
They chose a suitable candidate.
آنها نامزد شایستهای را انتخاب کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- virtuous
- upright
- good
متضادها (انگلیسی)
- wicked
- corrupt
ترکیبهای رایج
- righteous man
- righteous anger
یادداشت کاربرد
صالح هم به معنای نیکوکار و هم به معنای شایسته و لایق است.