انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rights
حقوق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حقوق
- حقها
- مزایا
معنی و کاربرد
حقوق
noun — اسمEnglish meaningThe legal or moral entitlements that a person has.
حقهای قانونی و اخلاقی انسان
Everyone has equal rights.
همه حقوق برابر دارند.
She defended women's rights.
او از حقوق زنان دفاع کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- entitlements
- privileges
ترکیبهای رایج
- human rights
- civil rights
- equal rights
یادداشت کاربرد
حقوق در فارسی به معنی دستمزد ماهانه نیز به کار میرود.