پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

ringleader

سرکرده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرکرده
  • سرگروه
  • رئیس گروه
  • سرکرده فتنه

معنی و کاربرد

  1. سرکرده

    noun — اسم
    English meaning

    The leader of a group, especially one engaged in wrongdoing.

    در گروه‌های شورشی یا بزهکار

    • The ringleader of the gang was arrested.

      سرکرده باند دستگیر شد.

    • He was seen as the ringleader of the revolt.

      او سرکرده شورش شناخته می‌شد.

  2. سرکرده

    noun — اسم
    English meaning

    The chief or head of an armed group.

    در معنای فرمانده گروه

    • The ringleader commanded a hundred men.

      سرکرده فرماندهی صد مرد را بر دوش داشت.

    • They followed their ringleader into battle.

      آن‌ها سرکرده خود را به میدان جنگ دنبال کردند.

شکل‌های واژه

plural
ringleaders

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • leader
  • chief
  • mastermind

متضادها (انگلیسی)

  • follower

ترکیب‌های رایج

  • gang ringleader
  • rebel ringleader

واژه‌های مرتبط