انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
ringleader
سرکرده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرکرده
- سرگروه
- رئیس گروه
- سرکرده فتنه
معنی و کاربرد
سرکرده
noun — اسمEnglish meaningThe leader of a group, especially one engaged in wrongdoing.
در گروههای شورشی یا بزهکار
The ringleader of the gang was arrested.
سرکرده باند دستگیر شد.
He was seen as the ringleader of the revolt.
او سرکرده شورش شناخته میشد.
سرکرده
noun — اسمEnglish meaningThe chief or head of an armed group.
در معنای فرمانده گروه
The ringleader commanded a hundred men.
سرکرده فرماندهی صد مرد را بر دوش داشت.
They followed their ringleader into battle.
آنها سرکرده خود را به میدان جنگ دنبال کردند.
شکلهای واژه
- plural
- ringleaders
هممعنیها (انگلیسی)
- leader
- chief
- mastermind
متضادها (انگلیسی)
- follower
ترکیبهای رایج
- gang ringleader
- rebel ringleader