پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

ringleader

سردسته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سردسته
  • سرکرده
  • رئیس گروه

معنی و کاربرد

  1. سردسته

    noun — اسم
    English meaning

    The person who leads others, especially in a group doing something wrong.

    سرکرده و رهبر یک گروه

    • The police arrested the ringleader.

      پلیس سردسته را دستگیر کرد.

    • He was the ringleader of the gang.

      او سردستهٔ آن باند بود.

شکل‌های واژه

plural
ringleaders

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • leader
  • chieftain
  • mastermind

متضادها (انگلیسی)

  • follower

ترکیب‌های رایج

  • gang ringleader
  • arrest the ringleader

یادداشت کاربرد

سردسته بیشتر برای سرکردهٔ یک گروه، بویژه در کار نادرست، به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط