پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

rise

برخاستن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برخاستن
  • بلند شدن
  • بالا آمدن

معنی و کاربرد

  1. برخاستن

    verb — فعل
    English meaning

    To move upward from a lower position; to get up or stand up.

    از جا بلند شدن یا بالا رفتن

    • He rose early to pray.

      او زود برخاست تا نماز بخواند.

    • Smoke rose from the chimney.

      دود از دودکش برخاست.

شکل‌های واژه

past tense
rose
past participle
risen
present participle
rising

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ascend
  • get up
  • mount

متضادها (انگلیسی)

  • fall
  • descend

ترکیب‌های رایج

  • rise and shine

واژه‌های مرتبط

  • ascend