انگلیسیبه فارسیverb — فعل
rise
برخاستن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برخاستن
- بلند شدن
- بالا آمدن
معنی و کاربرد
برخاستن
verb — فعلEnglish meaningTo move upward from a lower position; to get up or stand up.
از جا بلند شدن یا بالا رفتن
He rose early to pray.
او زود برخاست تا نماز بخواند.
Smoke rose from the chimney.
دود از دودکش برخاست.
شکلهای واژه
- past tense
- rose
- past participle
- risen
- present participle
- rising
هممعنیها (انگلیسی)
- ascend
- get up
- mount
متضادها (انگلیسی)
- fall
- descend
ترکیبهای رایج
- rise and shine
واژههای مرتبط
- ascend