پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

root

ریشه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ریشه
  • بنیاد
  • اصل

معنی و کاربرد

  1. ریشه

    noun — اسم
    English meaning

    The part of a plant that grows under the ground.

    بخشی از گیاه که در زیر خاک رشد می‌کند

    • The roots of the tree go deep.

      ریشه‌های درخت عمیق می‌روند.

    • Water is absorbed through the roots.

      آب از راه ریشه‌ها جذب می‌شود.

  2. ریشه

    noun — اسم
    English meaning

    The origin or basic cause of something.

    منشا یا علت اصلی چیزی

    • We must find the root of the problem.

      باید ریشه مشکل را پیدا کنیم.

    • Many English words have Latin roots.

      بسیاری از واژه‌های انگلیسی ریشه لاتین دارند.

شکل‌های واژه

plural
roots

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • origin
  • source
  • base

ترکیب‌های رایج

  • root of the problem
  • deep roots
  • take root

واژه‌های مرتبط