انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rope
ریسمان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ریسمان
- طناب
معنی و کاربرد
ریسمان
noun — اسمEnglish meaningA strong thick cord made by twisting fibers together.
ریسمان ضخیم بافتهشده
He tied the box with a rope.
او جعبه را با ریسمان بست.
The rope was too short.
ریسمان خیلی کوتاه بود.
شکلهای واژه
- plural
- ropes
هممعنیها (انگلیسی)
- cord
- line