انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rope
طناب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- طناب
- ریسمان
- حبل
معنی و کاربرد
طناب
noun — اسمEnglish meaningA strong thick cord made of twisted fibers.
ریسمان ضخیم و محکم
He tied the boat with a rope.
او قایق را با طناب بست.
The climber held the rope tightly.
کوهنورد طناب را محکم نگه داشت.
شکلهای واژه
- plural
- ropes
هممعنیها (انگلیسی)
- cord
- cable
ترکیبهای رایج
- pull the rope
- rope ladder