انگلیسیبه فارسیverb — فعل
rotate
چرخاندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چرخاندن
- گرداندن
معنی و کاربرد
چرخاندن
verb — فعلEnglish meaningTo turn something around a central point or axis.
حرکت دادن دور محور
Rotate the wheel slowly.
چرخ را آهسته بچرخان.
He rotated the handle to open the door.
او دستگیره را چرخاند تا در را باز کند.
شکلهای واژه
- past tense
- rotated
- present participle
- rotating
هممعنیها (انگلیسی)
- turn
- spin
- revolve
متضادها (انگلیسی)
- stop
ترکیبهای رایج
- rotate the wheel
- rotate around