پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

rotten

پوسیده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پوسیده
  • گندیده
  • فاسد

معنی و کاربرد

  1. پوسیده

    adjective — صفت
    English meaning

    Decayed or decomposed.

    توصیف وضعیت

    • The rotten apple smelled bad.

      سیب پوسیده بوی بدی می‌داد.

    • Throw away the rotten wood.

      چوب پوسیده را دور بینداز.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • decayed
  • putrid

متضادها (انگلیسی)

  • fresh

ترکیب‌های رایج

  • rotten apple

واژه‌های مرتبط