پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

round

مدور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مدور
  • گرد
  • دایره‌ای

معنی و کاربرد

  1. مدور

    adjective — صفت
    English meaning

    Shaped like a circle or ball; circular in form.

    به شکل دایره یا کره

    • They sat around a round table.

      آن‌ها گرد میزی مدور نشستند.

    • The moon looked perfectly round.

      ماه کاملا مدور به نظر می‌رسید.

شکل‌های واژه

comparative
rounder
superlative
roundest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • circular
  • spherical

متضادها (انگلیسی)

  • square
  • angular

ترکیب‌های رایج

  • round table
  • round face
  • perfectly round

یادداشت کاربرد

مدور صفتی است که شکل دایره‌ای یا کروی چیزی را نشان می‌دهد.

واژه‌های مرتبط