انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
round
مدور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مدور
- گرد
- دایرهای
معنی و کاربرد
مدور
adjective — صفتEnglish meaningShaped like a circle or ball; circular in form.
به شکل دایره یا کره
They sat around a round table.
آنها گرد میزی مدور نشستند.
The moon looked perfectly round.
ماه کاملا مدور به نظر میرسید.
شکلهای واژه
- comparative
- rounder
- superlative
- roundest
هممعنیها (انگلیسی)
- circular
- spherical
متضادها (انگلیسی)
- square
- angular
ترکیبهای رایج
- round table
- round face
- perfectly round
یادداشت کاربرد
مدور صفتی است که شکل دایرهای یا کروی چیزی را نشان میدهد.