انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
row
ردیف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ردیف
- صف
- خط
معنی و کاربرد
ردیف
noun — اسمEnglish meaningA number of people or things arranged in a straight line.
چیزهایی که در یک خط کنار هم قرار گرفتهاند
They sat in the front row.
آنها در ردیف جلو نشستند.
The books were arranged in rows.
کتابها در ردیفها چیده شده بودند.
A row of trees lined the road.
ردیفی از درختان کنار جاده قرار داشت.
شکلهای واژه
- plural
- rows
هممعنیها (انگلیسی)
- line
- file
- series
ترکیبهای رایج
- front row
- a row of
- in a row
یادداشت کاربرد
ردیف هم به معنای صف و خط و هم در موسیقی به معنای دستگاه آوازی به کار میرود.