پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

row

ردیف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ردیف
  • صف
  • خط

معنی و کاربرد

  1. ردیف

    noun — اسم
    English meaning

    A number of people or things arranged in a straight line.

    چیزهایی که در یک خط کنار هم قرار گرفته‌اند

    • They sat in the front row.

      آنها در ردیف جلو نشستند.

    • The books were arranged in rows.

      کتاب‌ها در ردیف‌ها چیده شده بودند.

    • A row of trees lined the road.

      ردیفی از درختان کنار جاده قرار داشت.

شکل‌های واژه

plural
rows

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • line
  • file
  • series

ترکیب‌های رایج

  • front row
  • a row of
  • in a row

یادداشت کاربرد

ردیف هم به معنای صف و خط و هم در موسیقی به معنای دستگاه آوازی به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط