پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sad

محزون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • محزون
  • غمگین
  • اندوهناک

معنی و کاربرد

  1. محزون

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling or showing sorrow; unhappy.

    داشتن اندوه و غم

    • He looked sad after the news.

      او پس از آن خبر غمگین به نظر می‌رسید.

    • It was a sad story about loss.

      داستانی غمگین درباره از دست دادن بود.

    • She felt sad and alone.

      او غمگین و تنها بود.

شکل‌های واژه

comparative
sadder
superlative
saddest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sorrowful
  • grieved
  • mournful

متضادها (انگلیسی)

  • happy
  • cheerful

ترکیب‌های رایج

  • feel sad
  • sad news
  • sad story

یادداشت کاربرد

محزون صورتی ادبی و محترمانه از غمگین است.

واژه‌های مرتبط