انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
saliva
بزاق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بزاق
- آب دهان
- تف
معنی و کاربرد
بزاق
noun — اسمEnglish meaningThe watery liquid secreted in the mouth; spit.
مایع ترشحشده در دهان
Saliva helps digest food.
بزاق به گوارش غذا کمک میکند.
His mouth filled with saliva.
دهانش پر از بزاق شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- spit
- spittle
- drool
ترکیبهای رایج
- excess saliva
- saliva test