پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

saliva

بزاق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بزاق
  • آب دهان
  • تف

معنی و کاربرد

  1. بزاق

    noun — اسم
    English meaning

    The watery liquid secreted in the mouth; spit.

    مایع ترشح‌شده در دهان

    • Saliva helps digest food.

      بزاق به گوارش غذا کمک می‌کند.

    • His mouth filled with saliva.

      دهانش پر از بزاق شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • spit
  • spittle
  • drool

ترکیب‌های رایج

  • excess saliva
  • saliva test

واژه‌های مرتبط