پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

salt

نمک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نمک
  • ملح

معنی و کاربرد

  1. نمک

    noun — اسم
    English meaning

    A white crystalline substance used to season and preserve food.

    خوراک و آشپزی

    • Add a pinch of salt to the soup.

      کمی نمک به سوپ اضافه کن.

    • Salt is essential for life.

      نمک برای زندگی ضروری است.

شکل‌های واژه

plural
salts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sodium chloride

ترکیب‌های رایج

  • table salt
  • a pinch of salt
  • rock salt

واژه‌های مرتبط