پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

satiated

سیراب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سیراب
  • سیر
  • آبیاری‌شده

معنی و کاربرد

  1. سیراب

    adjective — صفت
    English meaning

    Having had enough drink or water; fully soaked or satisfied.

    سیر از آب؛ به‌خوبی آبیاری‌شده

    • The cattle were satiated after drinking.

      گاوها پس از نوشیدن سیراب شدند.

    • The fields were satiated by the rain.

      دشت‌ها از باران سیراب شدند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • quenched
  • satisfied
  • watered

متضادها (انگلیسی)

  • thirsty
  • parched

واژه‌های مرتبط

  • irrigate