پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

saturated

مشبع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مشبع
  • اشباع‌شده

معنی و کاربرد

  1. مشبع

    adjective — صفت
    English meaning

    Holding as much of something as possible; fully soaked or filled.

    پر و اشباع‌شده

    • The sponge was saturated with water.

      اسفنج از آب اشباع شده بود.

    • Butter contains saturated fat.

      کره حاوی چربی مشبع است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • soaked
  • filled

متضادها (انگلیسی)

  • unsaturated

ترکیب‌های رایج

  • saturated fat
  • saturated solution

واژه‌های مرتبط

  • saturate