انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
savings
پسانداز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پسانداز
- اندوخته
- پول پسانداز
معنی و کاربرد
پسانداز
noun — اسمEnglish meaningMoney set aside for future use.
پولی که برای آینده کنار گذاشته میشود
He spent all his savings on the trip.
او تمام پساندازش را خرج سفر کرد.
She keeps her savings in the bank.
او پساندازش را در بانک نگه میدارد.
شکلهای واژه
- verb
- save
هممعنیها (انگلیسی)
- nest egg
- reserves
متضادها (انگلیسی)
- debt
ترکیبهای رایج
- savings account
- life savings
یادداشت کاربرد
این واژه معمولا به صورت جمع به کار میرود.