پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

scatter

پراکندن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پراکندن
  • پخش کردن

معنی و کاربرد

  1. پراکندن

    verb — فعل
    English meaning

    To throw in various random directions; to disperse or spread out.

    پخش کردن

    • The wind scattered the leaves.

      باد برگ‌ها را پراکند.

    • The crowd scattered after the speech.

      جمعیت پس از سخنرانی پراکنده شد.

شکل‌های واژه

past tense
scattered

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • disperse
  • spread
  • strew

متضادها (انگلیسی)

  • gather
  • collect

ترکیب‌های رایج

  • scatter around
  • scatter seeds

واژه‌های مرتبط

  • disperse