انگلیسیبه فارسیverb — فعل
scatter
پراندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پراندن
- پراکنیدن
معنی و کاربرد
پراندن
verb — فعلEnglish meaningTo throw or spread things in various directions; to disperse.
پراکندن و پخش کردن
The wind scattered the leaves.
باد برگها را پراند.
He scattered seeds over the field.
او دانهها را روی کشتزار پراند.
شکلهای واژه
- past
- پراند
- present
- میپراند
هممعنیها (انگلیسی)
- disperse
- strew
متضادها (انگلیسی)
- gather
ترکیبهای رایج
- scatter seeds
- scatter around