انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
scattered
تارومار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تارومار
- پراکنده
معنی و کاربرد
تارومار
adjective — صفتEnglish meaningThrown into disorder; dispersed in different directions.
The crowd was scattered after the rain.
پس از باران جمعیت تارومار شد.
The papers lay scattered on the floor.
کاغذها روی زمین تارومار افتاده بودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- dispersed
- disorganized
- disheveled
متضادها (انگلیسی)
- orderly
- gathered
ترکیبهای رایج
- scattered forces
یادداشت کاربرد
تارومار بیشتر در عبارت «تارومار شدن» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- dispersed