پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

scattered

تارومار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تارومار
  • پراکنده

معنی و کاربرد

  1. تارومار

    adjective — صفت
    English meaning

    Thrown into disorder; dispersed in different directions.

    • The crowd was scattered after the rain.

      پس از باران جمعیت تارومار شد.

    • The papers lay scattered on the floor.

      کاغذها روی زمین تارومار افتاده بودند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dispersed
  • disorganized
  • disheveled

متضادها (انگلیسی)

  • orderly
  • gathered

ترکیب‌های رایج

  • scattered forces

یادداشت کاربرد

تارومار بیشتر در عبارت «تارومار شدن» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • dispersed