پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

scattered

متشتت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متشتت
  • پراکنده
  • پخش

معنی و کاربرد

  1. متشتت

    adjective — صفت
    English meaning

    Thrown or distributed in various directions; dispersed.

    پراکنده در جهات گوناگون

    • The scattered papers lay everywhere.

      کاغذهای پراکنده همه‌جا افتاده بودند.

    • His forces were scattered.

      نیروهای او متشتت بودند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dispersed
  • spread out
  • stray

متضادها (انگلیسی)

  • gathered

ترکیب‌های رایج

  • scattered showers

واژه‌های مرتبط

  • disperse