انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
scattered
متشتت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متشتت
- پراکنده
- پخش
معنی و کاربرد
متشتت
adjective — صفتEnglish meaningThrown or distributed in various directions; dispersed.
پراکنده در جهات گوناگون
The scattered papers lay everywhere.
کاغذهای پراکنده همهجا افتاده بودند.
His forces were scattered.
نیروهای او متشتت بودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- dispersed
- spread out
- stray
متضادها (انگلیسی)
- gathered
ترکیبهای رایج
- scattered showers
واژههای مرتبط
- disperse