پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

scene

صحنه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • صحنه
  • منظره
  • صحنه نمایش

معنی و کاربرد

  1. صحنه

    noun — اسم
    English meaning

    The place where an event happens, or a view of it.

    صحنه حادثه

    • Police arrived at the scene.

      پلیس به صحنه رسید.

    • It was a beautiful scene.

      صحنه‌ای زیبا بود.

  2. صحنه نمایش

    noun — اسم
    English meaning

    A subdivision of a play or the stage itself.

    صحنه نمایش

    • The final scene was touching.

      صحنه پایانی تکان‌دهنده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stage
  • setting

ترکیب‌های رایج

  • crime scene
  • opening scene

واژه‌های مرتبط