انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
scene
صحنه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- صحنه
- منظره
- صحنه نمایش
معنی و کاربرد
صحنه
noun — اسمEnglish meaningThe place where an event happens, or a view of it.
صحنه حادثه
Police arrived at the scene.
پلیس به صحنه رسید.
It was a beautiful scene.
صحنهای زیبا بود.
صحنه نمایش
noun — اسمEnglish meaningA subdivision of a play or the stage itself.
صحنه نمایش
The final scene was touching.
صحنه پایانی تکاندهنده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- stage
- setting
ترکیبهای رایج
- crime scene
- opening scene