انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
scratch
خراشیدگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خراشیدگی
- خراش
- زخم سطحی
معنی و کاربرد
خراشیدگی
noun — اسمEnglish meaningA slight cut or mark on a surface or skin; a scratch.
در پزشکی و سطوح
There was a scratch on the table.
خراشیدگی روی میز بود.
The scratch on his arm healed fast.
خراشیدگی بازویش زود بهبود یافت.
هممعنیها (انگلیسی)
- scrape
- graze
- abrasion