پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

screw

پیچ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پیچ

معنی و کاربرد

  1. پیچ

    noun — اسم
    English meaning

    A short, slender, sharp-pointed metal fastener with a spiral thread.

    میله‌ی فلزی مارپیچ برای اتصال قطعات

    • Tighten the screw with a screwdriver.

      پیچ را با پیچ‌گوشتی محکم کن.

    • One screw was missing.

      یک پیچ کم بود.

شکل‌های واژه

plural
screws

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bolt
  • fastener

ترکیب‌های رایج

  • screw driver
  • loose screw

واژه‌های مرتبط

  • screwdriver