انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sculpture
مجسمهسازی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مجسمهسازی
- پیکرتراشی
- حجاری
معنی و کاربرد
مجسمهسازی
noun — اسمEnglish meaningThe art of making three-dimensional figures.
هنر ساختن مجسمه
He studied sculpture in Rome.
او در رم مجسمهسازی خواند.
Sculpture is an ancient art.
مجسمهسازی هنری کهن است.
هممعنیها (انگلیسی)
- carving
- statuary
ترکیبهای رایج
- sculpture class