انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sea
دریا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دریا
- بحر
- دریای بزرگ
معنی و کاربرد
دریا
noun — اسمEnglish meaningThe large body of salt water that covers most of the earth's surface; a large expanse of salt water.
پهنه بزرگ آب شور
They swam in the warm sea.
آنها در دریای گرم شنا کردند.
The ship sailed across the calm sea.
کشتی از دریای آرام گذشت.
شکلهای واژه
- plural
- seas
هممعنیها (انگلیسی)
- ocean
- deep
- waters
متضادها (انگلیسی)
- land
ترکیبهای رایج
- open sea
- by the sea
- sea level
یادداشت کاربرد
دریا پهنه بزرگ آب شور است و گاه به دریاچه بزرگ نیز گفته میشود.