انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sealed
مختوم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مختوم
- مهرشده
معنی و کاربرد
مختوم
adjective — صفتEnglish meaningClosed or secured with a seal; concluded or terminated.
مهر و مومشده
The letter arrived sealed.
نامه مهرشده رسید.
The case was sealed by the court.
پرونده توسط دادگاه مختوم شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- closed
- stamped
متضادها (انگلیسی)
- open
- unsealed