پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sealed

مختوم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مختوم
  • مهرشده

معنی و کاربرد

  1. مختوم

    adjective — صفت
    English meaning

    Closed or secured with a seal; concluded or terminated.

    مهر و موم‌شده

    • The letter arrived sealed.

      نامه مهرشده رسید.

    • The case was sealed by the court.

      پرونده توسط دادگاه مختوم شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • closed
  • stamped

متضادها (انگلیسی)

  • open
  • unsealed

واژه‌های مرتبط