پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

search

جستجوی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جستجو
  • جست‌وجو

معنی و کاربرد

  1. جستجو

    noun — اسم
    English meaning

    The act of searching; an attempt to find something.

    جست‌وجو کردن

    • The search for the missing child continued.

      جستجو برای کودک گم‌شده ادامه یافت.

    • A quick search found the answer.

      یک جستجوی سریع پاسخ را یافت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • quest
  • hunt

ترکیب‌های رایج

  • search engine
  • search for

واژه‌های مرتبط