پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

seasoned

کارکشته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کارکشته
  • باتجربه
  • کهنه‌کار

معنی و کاربرد

  1. کارکشته

    adjective — صفت
    English meaning

    Experienced and skilled through long practice or service.

    دربارهٔ مهارت و تجربه

    • He is a seasoned diplomat.

      او دیپلماتی کارکشته است.

    • A seasoned player knows what to do.

      بازیکن کارکشته می‌داند چه کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • experienced
  • veteran
  • expert

متضادها (انگلیسی)

  • novice
  • inexperienced

ترکیب‌های رایج

  • seasoned professional
  • seasoned veteran

یادداشت کاربرد

کارکشته یعنی کسی که در کار خود آزموده و زبردست شده است.

واژه‌های مرتبط