انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
seasoned
کارکشته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کارکشته
- باتجربه
- کهنهکار
معنی و کاربرد
کارکشته
adjective — صفتEnglish meaningExperienced and skilled through long practice or service.
دربارهٔ مهارت و تجربه
He is a seasoned diplomat.
او دیپلماتی کارکشته است.
A seasoned player knows what to do.
بازیکن کارکشته میداند چه کند.
هممعنیها (انگلیسی)
- experienced
- veteran
- expert
متضادها (انگلیسی)
- novice
- inexperienced
ترکیبهای رایج
- seasoned professional
- seasoned veteran
یادداشت کاربرد
کارکشته یعنی کسی که در کار خود آزموده و زبردست شده است.