پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

seasoning

چاشنی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • چاشنی
  • ادویه
  • طعم‌دهنده

معنی و کاربرد

  1. چاشنی

    noun — اسم
    English meaning

    A substance such as salt, spice, or sauce added to food to enhance its flavor.

    آشپزی و طعم غذا

    • Add some seasoning to the soup.

      کمی چاشنی به سوپ اضافه کن.

    • This dish needs more seasoning.

      این غذا چاشنی بیشتری لازم دارد.

  2. چاشنی

    noun — اسم
    English meaning

    A fuse or detonator that ignites an explosive device.

    نظامی و مواد منفجره

    • The bomb's fuse was lit.

      چاشنی بمب روشن شد.

    • He handled the detonator carefully.

      او چاشنی را با دقت بررسی کرد.

شکل‌های واژه

plural
seasonings

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • condiment
  • flavoring
  • spice
  • fuse

ترکیب‌های رایج

  • add seasoning
  • seasoning mix

یادداشت کاربرد

چاشنی هم به طعم‌دهنده غذا و هم به چاشنی مواد منفجره گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط