انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
self
خود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خود
- خویش
- نفس
معنی و کاربرد
خود
noun — اسمEnglish meaningA person's essential being; one's own person or identity.
هویت و ذات یک شخص
She was her usual self again.
او دوباره خود همیشگیاش شده بود.
He put his whole self into the work.
او تمام وجود خود را در کار گذاشت.
شکلهای واژه
- reflexive
- myself
هممعنیها (انگلیسی)
- identity
- ego
- being
متضادها (انگلیسی)
- other
ترکیبهای رایج
- sense of self
- self-confidence
- true self
یادداشت کاربرد
خود در فارسی هم ضمیر مشترک است (خود من) و هم اسم بهمعنای ذات.