انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
self-indulgence
خودکامی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خودکامی
- کامجویی
- خوشگذرانی
معنی و کاربرد
خودکامی
noun — اسمEnglish meaningThe tendency to gratify one's own desires and appetites without restraint.
پیروی بیقید از خواستههای نفس
His self-indulgence ruined his health.
خودکامی او سلامتیاش را تباه کرد.
She avoided a life of self-indulgence.
او از زندگیای سرشار از خودکامی پرهیز کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- hedonism
- dissipation
- intemperance
متضادها (انگلیسی)
- abstinence
- self-restraint
ترکیبهای رایج
- a life of self-indulgence