انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sensory
حسی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حسی
- وابسته به حس
- حسگرا
معنی و کاربرد
حسی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to the senses or sensation.
زیست و ادراک
Sensory nerves carry signals.
اعصاب حسی پیامها را میبرند.
The experience was purely sensory.
آن تجربه تماما حسی بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- perceptual
- sensational
ترکیبهای رایج
- sensory perception
- sensory organs
یادداشت کاربرد
حسی یعنی مربوط به حواس و ادراک.