پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sensory

حسی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حسی
  • وابسته به حس
  • حس‌گرا

معنی و کاربرد

  1. حسی

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to the senses or sensation.

    زیست و ادراک

    • Sensory nerves carry signals.

      اعصاب حسی پیام‌ها را می‌برند.

    • The experience was purely sensory.

      آن تجربه تماما حسی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • perceptual
  • sensational

ترکیب‌های رایج

  • sensory perception
  • sensory organs

یادداشت کاربرد

حسی یعنی مربوط به حواس و ادراک.

واژه‌های مرتبط