پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

separate

منفصل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منفصل
  • جدا

معنی و کاربرد

  1. منفصل

    adjective — صفت
    English meaning

    Forming or viewed as a unit apart or by itself; detached.

    جدا و مستقل

    • They live in separate houses.

      آن‌ها در خانه‌های منفصل زندگی می‌کنند.

    • Keep the two accounts separate.

      این دو حساب را منفصل نگه دار.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • detached
  • distinct
  • apart

متضادها (انگلیسی)

  • joined
  • together

ترکیب‌های رایج

  • separate from
  • separate ways

واژه‌های مرتبط

  • detach