انگلیسیبه فارسیverb — فعل
separate
جدا شدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جدا شدن
معنی و کاربرد
جدا شدن
verb — فعلEnglish meaningTo become separated or to part from someone or something.
They decided to separate.
آنها تصمیم گرفتند جدا شوند.
The child separated from his mother.
کودک از مادرش جدا شد.
شکلهای واژه
- past stem
- جدا شد
هممعنیها (انگلیسی)
- part
- split
متضادها (انگلیسی)
- join