پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

separate

جدا شدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جدا شدن

معنی و کاربرد

  1. جدا شدن

    verb — فعل
    English meaning

    To become separated or to part from someone or something.

    • They decided to separate.

      آن‌ها تصمیم گرفتند جدا شوند.

    • The child separated from his mother.

      کودک از مادرش جدا شد.

شکل‌های واژه

past stem
جدا شد

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • part
  • split

متضادها (انگلیسی)

  • join