انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
separation
جدایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جدایی
- فراق
- جدا شدن
معنی و کاربرد
جدایی
noun — اسمEnglish meaningThe act of moving apart or the state of being apart; a division.
دور شدن و جدا شدن دو چیز یا دو کس
The separation was hard for both of them.
جدایی برای هر دوی آنها دشوار بود.
The wall creates a separation between the rooms.
دیوار میان اتاقها جدایی ایجاد میکند.
شکلهای واژه
- verb
- separate
هممعنیها (انگلیسی)
- division
- parting
- disconnection
متضادها (انگلیسی)
- union
- connection
ترکیبهای رایج
- legal separation
- separation from
یادداشت کاربرد
جدایی هم جدایی مکانی و هم فراق عاطفی را میرساند.