انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
separation
جدایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جدایی
- فراق
معنی و کاربرد
جدایی
noun — اسمEnglish meaningThe act of separating or the state of being apart.
دوری و جدا شدن
Their separation was painful.
جدایی آنان دردناک بود.
After the separation he left.
پس از جدایی او رفت.
شکلهای واژه
- plural
- separations
هممعنیها (انگلیسی)
- parting
- division
- estrangement
متضادها (انگلیسی)
- union
- reunion
ترکیبهای رایج
- separation of powers
یادداشت کاربرد
جدایی به معنای فاصله افتادن و فراق است.