انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
servant
مستخدم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مستخدم
- خدمتکار
- کارمند
معنی و کاربرد
مستخدم
noun — اسمEnglish meaningA person employed to perform duties for others, especially in a household.
کسی که در خانه یا اداره خدمت میکند
The servant opened the door.
مستخدم در را باز کرد.
He worked as a servant in a large house.
او در خانهای بزرگ بهعنوان خدمتکار کار میکرد.
شکلهای واژه
- plural
- servants
هممعنیها (انگلیسی)
- attendant
- maid
- employee
متضادها (انگلیسی)
- master
- employer
ترکیبهای رایج
- public servant
- domestic servant
یادداشت کاربرد
مستخدم در فارسی گاه به معنی کارمند دولتی نیز به کار میرود.
واژههای مرتبط
- serve
- employee