پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

service

خدمت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خدمت
  • سرویس
  • خدمات

معنی و کاربرد

  1. خدمت

    noun — اسم
    English meaning

    Work done for someone else; help or assistance.

    کاری که برای دیگری انجام می‌شود

    • He devoted his life to public service.

      او زندگی‌اش را وقف خدمت به مردم کرد.

    • Thank you for your service.

      از خدمت شما سپاسگزارم.

  2. سرویس

    noun — اسم
    English meaning

    A system that supplies a public need.

    سامانه‌ای که نیاز عمومی را تامین می‌کند

    • The bus service runs every hour.

      سرویس اتوبوس هر ساعت حرکت می‌کند.

    • We have good postal service here.

      ما اینجا خدمات پستی خوبی داریم.

شکل‌های واژه

plural
services

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • assistance
  • help
  • aid

ترکیب‌های رایج

  • public service
  • customer service
  • military service

واژه‌های مرتبط