پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

service

سرویس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرویس
  • خدمت

معنی و کاربرد

  1. سرویس

    noun — اسم
    English meaning

    The action of helping or doing work for someone; also a set of matching items.

    عمومی

    • The food was good but the service was slow.

      غذا خوب بود اما سرویس کند بود.

    • She bought a tea service.

      او یک سرویس چای خرید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • assistance

ترکیب‌های رایج

  • room service
  • service charge

واژه‌های مرتبط

  • serve