پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

servitude

بندگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بندگی
  • بردگی
  • غلامی

معنی و کاربرد

  1. بندگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being a slave or being completely controlled by another.

    حالت بردگی و فرمان‌برداری کامل

    • The prisoners were kept in servitude for years.

      زندانیان سال‌ها در بندگی نگه داشته شدند.

    • He was sold into servitude as a child.

      او در کودکی به بندگی فروخته شد.

  2. پرستش

    noun — اسم
    English meaning

    The state of serving and worshipping God.

    بندگی و پرستش خداوند

    • True servitude to God brings peace.

      بندگی راستین خداوند آرامش می‌آورد.

    • He devoted his life to the servitude of God.

      او زندگی‌اش را وقف بندگی خدا کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bondage
  • slavery
  • devotion

متضادها (انگلیسی)

  • freedom
  • liberty

ترکیب‌های رایج

  • years of servitude
  • involuntary servitude

واژه‌های مرتبط