پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

settle

ساکن شدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ساکن شدن
  • مقیم شدن
  • جا گرفتن

معنی و کاربرد

  1. ساکن شدن

    verb — فعل
    English meaning

    To begin to live in a place permanently; to make a place one's home.

    در جایی اقامت دائمی کردن

    • They settled in a small village.

      آن‌ها در روستایی کوچک ساکن شدند.

    • He settled near the river.

      او نزدیک رودخانه ساکن شد.

شکل‌های واژه

past tense
settled
present participle
settling

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • reside
  • take up residence

متضادها (انگلیسی)

  • leave

ترکیب‌های رایج

  • settle down

واژه‌های مرتبط

  • settler