انگلیسیبه فارسیverb — فعل
settle
ساکن شدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ساکن شدن
- مقیم شدن
- جا گرفتن
معنی و کاربرد
ساکن شدن
verb — فعلEnglish meaningTo begin to live in a place permanently; to make a place one's home.
در جایی اقامت دائمی کردن
They settled in a small village.
آنها در روستایی کوچک ساکن شدند.
He settled near the river.
او نزدیک رودخانه ساکن شد.
شکلهای واژه
- past tense
- settled
- present participle
- settling
هممعنیها (انگلیسی)
- reside
- take up residence
متضادها (انگلیسی)
- leave
ترکیبهای رایج
- settle down
واژههای مرتبط
- settler