پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

settled

مستقر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مستقر
  • مقر
  • پایدار

معنی و کاربرد

  1. مستقر

    adjective — صفت
    English meaning

    Firmly established in a particular place or position.

    دربارهٔ جای ثابت و پایدار

    • The company is settled in the city center.

      شرکت در مرکز شهر مستقر است.

    • The family became settled in their new home.

      خانواده در خانهٔ نو مستقر شدند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • established
  • stable
  • fixed

متضادها (انگلیسی)

  • temporary
  • unstable

ترکیب‌های رایج

  • firmly settled

واژه‌های مرتبط