انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
shadow
سایه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سایه
- ظل
- پناه
معنی و کاربرد
سایه
noun — اسمEnglish meaningA dark area or shape produced by a body coming between rays of light and a surface.
تاریکیای که جسم در برابر نور ایجاد میکند
The tree cast a long shadow on the ground.
درخت سایهٔ بلندی بر زمین انداخت.
He stood in the shadow of the wall.
او در سایهٔ دیوار ایستاد.
The room was filled with shadows.
اتاق پر از سایه شده بود.
سایه
noun — اسمEnglish meaningA slight amount or trace of something; protection or shelter.
نشانهٔ اندک از چیزی یا پناه و حمایت
There was a shadow of doubt in his voice.
در صدایش سایهای از تردید بود.
She grew up under her father's shadow.
او زیر سایهٔ پدر بزرگ شد.
شکلهای واژه
- plural
- shadows
هممعنیها (انگلیسی)
- shade
- silhouette
- trace
متضادها (انگلیسی)
- light
ترکیبهای رایج
- cast a shadow
- in the shadow of
- without a shadow of doubt
یادداشت کاربرد
سایه در معنای ظل و تاریکی و نیز کنایه از پناه و حمایت به کار میرود.