انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
shaky
متزلزل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متزلزل
- لرزان
- ناپایدار
معنی و کاربرد
متزلزل
adjective — صفتEnglish meaningShaking or trembling; not steady or firm.
چیزی که میلرزد یا پایداری ندارد
The old table was shaky.
آن میز کهنه متزلزل بود.
He walked with shaky legs.
او با پاهایی لرزان راه میرفت.
Her voice was shaky with emotion.
صدایش از احساس لرزان بود.
متزلزل
adjective — صفتEnglish meaningNot stable, secure, or reliable; uncertain.
وضعیتی ناپایدار و نامطمئن
The government's position became shaky.
موضع دولت متزلزل شد.
Their peace agreement was shaky.
توافق صلح آنها متزلزل بود.
شکلهای واژه
- comparative
- shakier
- superlative
- shakiest
هممعنیها (انگلیسی)
- unsteady
- wobbly
- unstable
متضادها (انگلیسی)
- steady
- stable
ترکیبهای رایج
- shaky start
- shaky ground
- shaky voice
یادداشت کاربرد
متزلزل هم بر لرزش جسم و هم بر ناپایداری وضعیت و موضع دلالت دارد.