پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

shaky

متزلزل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متزلزل
  • لرزان
  • ناپایدار

معنی و کاربرد

  1. متزلزل

    adjective — صفت
    English meaning

    Shaking or trembling; not steady or firm.

    چیزی که می‌لرزد یا پایداری ندارد

    • The old table was shaky.

      آن میز کهنه متزلزل بود.

    • He walked with shaky legs.

      او با پاهایی لرزان راه می‌رفت.

    • Her voice was shaky with emotion.

      صدایش از احساس لرزان بود.

  2. متزلزل

    adjective — صفت
    English meaning

    Not stable, secure, or reliable; uncertain.

    وضعیتی ناپایدار و نامطمئن

    • The government's position became shaky.

      موضع دولت متزلزل شد.

    • Their peace agreement was shaky.

      توافق صلح آن‌ها متزلزل بود.

شکل‌های واژه

comparative
shakier
superlative
shakiest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unsteady
  • wobbly
  • unstable

متضادها (انگلیسی)

  • steady
  • stable

ترکیب‌های رایج

  • shaky start
  • shaky ground
  • shaky voice

یادداشت کاربرد

متزلزل هم بر لرزش جسم و هم بر ناپایداری وضعیت و موضع دلالت دارد.